دندونک
اولین دندون امیر علی 
امروز امیر علی از خواب که پا شد یه کمی لپاش گل انداخته بود. خیلی ترسیدم فکر کردم تب داره. ولی خدارو شکر اینطور نبود. مثل همیشه شیطون و پر جنب و جوش بود. با هر حرکتی از طرف من یا باباش بلافاصله شروع به دست و پا زدن می کرد. سر سفره ی شام امیر علی توی کرییر کنار ما بود. قربونش برم همینطوری مارو نگاه می کرد. حریره براش درست کرده بودم. آوردم سر سفره تا بهش بدم وقتی انگشتم به طرف دهنش بردم زود با دستای کوچولوش انگشتم تو دهنش بردو به لثه اش کشید. یه چیزی رو لثه اش حس کردم. خیلی تعجب کردم. آخه امیر علی الان فقط پنج ماهشه. واسه دندون در آوردن هنوز خیلی زود. شروع کردم به وارسی دهنشه. حالا مگه می گذاشت. با من بازی می کرد. لبش غنچه می کرد. زبون خوشگلشو می داد بیرون. تا اینکه بالاخره تونستم اون زبری کوچولویه نازو ببینم. گل گلاب مامان چه بی صدا دندون دار شده. از خوشحالی داشتم می مردم. این اولین دندون امیر علی منه. مامان جون مبارکت باشه. 





اینم دو تا دندون موشی امیر علی بعد از دو هفته. چقدر با نمک شدی مامان جون. 




دندونک
